اعتصاب غذا

خواب دیدم که سر به سر کردند همۀ کشور اعتصاب غذا

حرف بعد از سلامشان این بود کرده ای خشک یا تر اعتصاب غذا

 

این ستم کرده آن ستم دیده هر دو از دست دیگری در خشم

هر سه از دست دیگری کرده با یکی دیگر اعتصاب غذا

 

تا مگر اعتراضکی بکنند به گروه ستمگران کردند

همه جز چند آدم ترسو یا شکم پرور اعتصاب غذا

 

مثل نی لاغر و نحیف شدم زار و پژمرده و ضعیف شدم

چون که دیدم که کرده است از دم همه را لاغر اعتصاب غذا

 

همه آهسته گفته باداباد خورده از ترس در گلو فریاد

حرفهاشان همیشه می چرخید حول یک محور: اعتصاب غذا

 

همه از دم اسیر دست ستم بند بر دست و پایشان محکم

شده از هم مکدّر و کرده خسته و مضطر اعتصاب غذا

 

بس که کم کم هزینه ها کم شد چاق تر شد حساب بیت المال

مختلس ها سریع فهمیدند هست سود آور اعتصاب غذا

 

نقشه چیدند و کارها کردند تا در این بلبشو در این اوضاع

بیشتر دم به دم به دم بشود نشود کمتر اعتصاب غذا

 

کار بالا گرفت و بالاتر عده ای از گرسنگی مردند

در سه و هفت ختمشان کردند عده ای دیگر اعتصاب غذا

 

دیدم او را نشسته سر در پیش برده سر را فرو به دامن خویش

گفتم او را مکن چرا کردی ای پری پیکر اعتصاب غذا

 

بخور از نعمت خدا و مگیر سخت بر خود جهان فانی را

چونکه جز مرگِ تو نخواهد داشت کار مرگ آور: اعتصاب غذا

 

نخوری قوت لایموتی تا دیگران هرچه هست را بخورند

نشود جز به مرگ تدریجی به خدا منجر اعتصاب غذا

 

پیچ و واپیچ می شود هرچند راه باز است تخته گاز نتاز

لج نکن این قدَر که چرخ ترا می کند پنچر اعتصاب غذا

 

چه کسی دیده است در این شهر سیر دست گرسنه را گیرد

چه کسی دیده است در تاریخ کرده پیغمبر اعتصاب غذا

 

تا بدین شیوه اعتراضی به عمرو عاص و معاویه بکند

کرده یک مرتبه به امر علی مالک اشتر اعتصاب غذا؟

 

نکند اعتصاب آنکس که کارکی بر بیاید از دستش

مثلاً در برابرِ زن خود نکند شوهر اعتصاب غذا

 

تا توانی کشید فریادی ترک بستر بکن بخور برخیز

می کند تا به گور بدرقه ات از همین بستر اعتصاب غذا

 

گفت آری درست می گویی ولی ای جان من در این اوضاع

من چه کاری بر آید از دستم هیچ حداکثر اعتصاب غذا

 

#غلامعباس_سعیدی

 

https://telegram.me/saeedigholamabbas

 

/ 0 نظر / 27 بازدید