خود کشی

جای آن است در این مزرعۀ آفت بار
که مترسک بشود زنده و خود را بکشد

باغبان به که تبر را بزند بر سر خود
مثل یک خنجر برّنده و خود را بکشد

کاش این مردک بی مایه تفنگی بکند
در دهان یلۀ گَنده و خود را بکشد

مجرم اینجا خود قاضی است که باید خود را
ببرد داخل پرونده و خود را بکشد

خواهد از هول و ولا هرکه امیدی دارد
بیخ امّید ز دل کنده و خود را بکشد

کار از گریه گذشته است که عاقل باید
مثل دیوانه کند خنده و خود را بکشد

برگریزان شده نقّاش طبیعت هرشب
بیند این نقش پراکنده و خود را بکشد

#غلامعباس_سعیدی
 
https://telegram.me/saeedigholamabbas

/ 0 نظر / 10 بازدید