نودولتان

چشمهای مستِ تو بادام را می می کنند
گلّه گلّه برّه آهو جانبم هی می کنند

پلک هایت را ببند و باز کن زیباترند
دخترانِ دلربا وقتی که لی لی می کنند

دخترانِ عشوه ات مانندِ آقازاده ها
راهِ صدها ساله را یک ساعته طی می کنند

من چطور از عشق باید دم زنم وقتی تهی
میلۀ خودکار را چون لولۀ نی می کنند

"یا رب این نودولتان را بر خرِ خودشان نشان"
چونکه دارند اسبِ احساسِ مرا پی می کنند

دزد می باشند امّا پشتِ هم چون دزدگیر
دزد می گویند و فریادِ پیاپی می کنند

پشتِ بامند و می افتند از دو سو با کارِ خود
لزبین هستند و خود را با عمل گی می کنند

هر شکر خوردند اینان نوچه ها هم می خورند
چون کلاغانی که پیش جوجه ها قی می کنند

می رود از یادها هرکس که فریادی زند
پشتِ دیوارِ زمان هرکار با وی می کنند

با دماوندی دگر بر خیز از گور ای بهار
کاین زمان در شهرِ تهران بدتر از ری می کنند

غلامعباس سعیدی

/ 1 نظر / 19 بازدید
مرسده

بسیارزیبا و شیرین بود