دستفروش



کنارِ بهتِ خیابان نشسته دست فروش

نشسته خسته و در هم شکسته دست فروش


شکارِ زخمیِ مأمورهای معذور است

هزار مرتبه از دام جسته دست فروش


هزار چاره اگر کرده باز بیچاره است

هزار تارِ امیدش گسسته دست فروش


هزار تیرِ نگاه است سویِ او پرّان

که از گزندِ یکی هم نرسته دست فروش


به هر کسی که زده رو ندیده رویی باز

به هر دری که زده دیده بسته دست فروش


امید بسته به قولِ سیاسیان، دارد

دلی چو اکثرِ مردم خجسته دست فروش


چسان ادامه دهد راهِ زندگی را با

دلِ شکسته و پاهای خسته دست فروش


منادیانِ مرامِ علی! ببینیدش

کنارِ بهتِ خیابان نشسته دست فروش


#غلامعباس_سعیدی


https://telegram.me/saeedigholamabbas

/ 0 نظر / 14 بازدید