گرفتند

دیدی که از ما روح شالی را گرفتند

اندیشۀ سبزِ شمالی را گرفتند

 

دیدی که از این باغ حتّی خاطراتِ

آن روزهای پرتقالی را گرفتند

 

نیرو به بازو تخم در انبار پوسید

تا همّت و سعیِ اهالی را گرفتند

 

گِل جای آب از این قناتِ کهنه جوشید

سرچشمه های لایزالی را گرفتند

 

از دشت گلهای بهاری را پراندند

از خانه گلدانِ سفالی را گرفتند

 

طرح فریب انداختند و نقشه چیدند

کرباس را دادند و قالی را گرفتند

 

آیینه سازانِ قدر بودیم از ما

حتی توانِ خشت مالی را گرفتند

 

دورِ لج افتاد آسمانِ سفله پرور

سالی که تقویم جلالی را گرفتند

 

جادوی ماه افسون خورشید آفتِ بخت

از چرخ مشیِ اعتدالی را گرفتند

 

ساقی بیاور جام را مطرب بفرما

کان مردرند لاابالی را گرفتند

 

ای ماهیِ زیبا بپر زین آب بیرون

لای و لجن از آن زلالی را گرفتند

 

غلامعباس سعیدی

/ 0 نظر / 19 بازدید