درخت بخت2

درختِ بخت! مگر ریشه بسته ای در سنگ

که بسته چرخ گذرگاهِ عافیت را تنگ

 

کبوتری نپرد سوی تو که می افتد

از آسمان به سرت دسته دسته دسته کلنگ

 

پرنده ای ننشیند به شانه ات که شنید

به دورت از همه سو بنگ بنگ بنگِ تفنگ

 

از آسمانِ تو دیگر نمی تراود ماه

که مرده دور و برت گلّه گلّه گلّه پلنگ

 

درختِ بخت! میفکن چنین به دامنِ من

ز قطره قطرۀ خون میوه میوۀ خوشرنگ

 

سرشکِ غم شده از چشمهایم آویزان

مکن مکن مکن از کاه کوه را آونگ

 

درختِ بخت من! از گِل درآ بیا برویم 

درنگ تا به کی؟ این بیشه نیست جای درنگ

 

چگونه دق نکند ماهیِ زلال پرست

کنارِ ساحل اگر رقصِ کج کند خرچنگ

 

#غلامعباس_سعیدی

/ 1 نظر / 18 بازدید
صهبای بیدگلی

سلام و درود چگونه دق نکند ماهیِ زلال پرست کنارِ ساحل اگر رقصِ کج کند خرچنگ مانا باشید