نیمایی و سپید !

‍ به یاد 13 دی 1338 سالروز درگذشت شاعر معاصر #نیمایوشیج


شوخی جدّی با نیماییان و سپیدسرایان !


نمی خواهد کسی از یارِ خود ابروی ناموزون

دو تا چشمِ کژِ کور و دو تا گیسوی ناموزون                           


به یک جو عشوه های خامِ آن دلبر نمی ارزد

که دارد در بساطِ حسنِ خود یک موی ناموزون


کسی نقش جهان را کژ نمی بیند ندیدم من

که باشد نقشِ نقّاشی پلِ خواجوی ناموزون


نچیدم هیچ گاه از باغ حتّی با گلویی خشک

اگر بر شاخه ای دیدم دو تا لیموی ناموزون


دوتا پاروزنِ ناسازِ ناهموزن و یک قایق

کجا خواهند بردت با دو تا پاروی ناموزون


شود گر یک موتور خاموش می افتد هواپیما

که می آید فرو بر بالها نیروی ناموزون


در آن رؤیا که حافظ مولوی می خواند و سعدی

میا درویش در خوابم مکن هوهوی ناموزون


سیاه ای دوست بر کاغذ مکن شعر سپیدت را

نیارد شعرِ نابی طبعِ مهمل گویِ ناموزون


گریبان را مگیر از من که هر خیّاط می داند

که ناموزون شود پیراهن از الگوی ناموزون


#غلامعباس_سعیدی



https://t.me/saeedigholamabbas



/ 0 نظر / 13 بازدید